برابرهای واژه معلق کردن به پارسی
جستن واژهای دیگرمعلق کردن
برابرهای پارسی
آوَنگیدن، آویختن، فروهشتن، اندربام کردن
واژه «معلق کردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «آوَنگیدن، آویختن، فروهشتن، اندربام کردن» میباشد.
به جای «معلق کردن» بگوییم «آوَنگیدن، آویختن، فروهشتن، اندربام کردن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
آویختن
به شیرین روان اندر آویختن
نداریم نیروی آویختن
جز آویختن نیست پاداش این
تو شوکین و آویختن را بساز
چنین دل به کین اندر آویختن
فروهشتن
فروهشتن از کوه و باز آمدن
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: نامگذاری، نام نهادن